Human Rights Activities in Iran
صفحه اصلي
بيانيه ها
گزارشات
زندانيان
انتشارات
انتشارات زندان
کمپين
درباره ما
تماس با ما
ٍEnglish
::
::
::
::
::
::
::
::
::
گزارشات :
>>
زندانيان :
درباره ما :
انتشارات :
انتشارات زندان :
>>
>>
>>
>>













<<
<<
<<
<<


>>
<<
<<
<<
<<

اساسنامه
مرامنامه
فرم عضويت
کليه حقوق اين سايت محفوظ مي باشد
استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع مجاز ميباشد و هر گونه دخل و تصرف در مطالب ممنوع مي باشد
زندانيان سياسي
زندانيان عقيدتي
زندانيان امنيتي
زندانيان عادي
ليست ماهانه زندانيان
ليست ماهانه دانشجويان
ليست ماهانه اعدام
گزارش فصلي
نامه هاي زندان
مقالات زندانيان
بيانيه هاي زندانيان
اخبار زندان
بيانيه هاي مجموعه
بيانيه هاي مشترک
مصاحبه با رسانه ها
از ديگر نهاد هاي همراستا
بيانيه هاي مجامع حقوق بشري
کنوانسيون ها
گالري عکس
کمپين
بخش هاي ديگر :

Tel : 02188061309 | Fax : 1-586-816-0537 | Email : Info@Hra-Iran.Org
Human Rights Activists in Iran
Email : Info@Hra-Iran.org
Tel in Iran : 021 - 88061309
Fax in Iran : 021 - 88061309
Tel office : 1 - 310 - 598 - 3634
Tel office : 1 - 310 - 598 - 3986
Fax office :1 - 586 - 816 - 0537
فعالان حقوق بشر در ايران
به نام آزادي
تاريخ :3/9/86
شماره : 445 - 86
دانشجويان
زنان
کارگران
اصناف
روزنامه نگاران
اقليت هاي قومي
اقليت هاي مذهبي
شکايت نامه مجيد توکلي به دادستاني تهران
به نام خدا
دادستان عمومي و انقلاب تهران
سلام عليکم
در حدود ساعت 15:30 دقيقه روز چهارشنبه 30/8/86 در محل افسر نگهباني اندرزگاه 8 زندان اوين ، آقاي رضا ضيائي معاون اندرزگاه ، به اتفاق تعدادي از کارکنان ، در حضور رئيس اندرزگاه 8 ( آقاي بزرگ نيا ) به اينجانب مجيد توکلي يورش آورده و مرا شديدا مورد ضرب و شتم و انواع هتاکي ها قرار داده است .
با اين توضيح که با اعلام انتقال آقاي احمد قصابان به اندرزگاه 7 ، ايشان که جهت جمع آوري وسايل و لوازم شخصي خود و خداحافظي با همبنديان به داخل اندرزگاه مراجعه نموده بود توسط انتظامات افسر نگهباني به نام عباسي که به سراغ ايشان آمده بود ، مورد توهين و هتاکي واقع و ايشان را کشان کشان و با وضعيت فجيع به افسر نگهباني برده و مانع جمع آوري وسايل وي (پتو، لباس ، ليوان و غيره ) گرديدند ، که توهين و رفتار زشت شخص مزدور ، مورد اعتراض آقاي قصابان و اينجانب و تعدادي ديگر از همبنديان قرار گرفت که ناگهان رضا ضيائي معاون اندرزگاه 8 بدون هيچگونه مقدمه اي ، به آقاي احمد قصابان حمله ور شد و با ايجاد ضربات مشت و لگد و سيلي به سر و صورت و سينه و ساير قسمت هاي بدن ايشان وي را از اتاق افسرنگهباني تا قسمت خروجي اندرزگاه 8 کشانيد.

اينجانب نيز که در اين زمان در پشت پله هاي ورودي افسر نگهباني حضور داشتم ، از اين اقدامات قانون شکنانه و حرکات غير انساني ضيائي معترض و با رفتن به سمت ضيائي ، دست وي را گرفتم تا ضربات بيشتري را به آقاي قصابان وارد نگردد ولي ايشان به طرف من چرخيد و حملا خود را متوجه اينجانب نمود و در حالي که با رکيک ترين الفاظ ، من و آقاي قصابان را مورد توهين قرار مي داد ، شروع به ضرب و شتم اينجانب نمود که من به رئيس اندرزگاه معترض شدم که : " اين چه وضعي است ؟ " ، " چرا زنداني را ميزنيد ؟ " ، " شما حق نداريد کسي را بزنيد ! " که ضيائي
- که ديگران مرا از دست وي نجات داده بودند مجددا به سمت من يورش آورد و آقاي حميد منزهيان ( سر وکيل بند ) نيز مرا به سمت جلو و پله پائين تر افسر نگهباني هل داد و فردي که ملبس به لباس هاي خواص افسر نگهباني بود ، مرا نگه داشت و با تندي و فحاشي و با چند ضربه هل دادن گفت که مرا به بند خودم ببرند ، ولي منزهيان باز مرا به سمت ضيائي هل داد و خود نيز چند ضربه به پهلو و پشت من زد از آن به بعد ، ضيائي با شدت بيشتر و هر چه تمام تر ، مجددا ضرب و شتم را آغاز و تا بيرون اندرزگاه ، چندين ضربه به صورت ( سيلي ) و پاي من وارد ساخت . جلوي درب چند تن از زندانيان شاغل در افسر نگهباني به اسامي : شاهرخ تبعيدي و ديگران ، بويژه مهدي معروفي ، به ضيائي کمک نمودند مرا زير زمين و جلوي درب اندرزگاه 8 پرت کنند و در همان حال با کشيدن بر روي زمين خيس و همزمان زدن لگد و ضربات مشت مشغول شدند و ضيائي در حالي که با زشت ترين الفاظ ( که هريک مستجب حد قذف است ) مرا خطاب مي کرد ، با ضربات مشت و لگد ، مرا به سمت درب چپ اندرزگاه برده و از آنجا به پائين پرت کرد.

در اين خلال من چندين بار زمين خورده و دمپايي هايم نيز از پايم خارج و گم شده بود با اين حال با اين شرايط در قسمت زير پله هاي بيرون درب اندرزگاه قرار گرفتم و در چند لحظه ضيائي به آنجا آمد و چون ديد وي را تهديد به شکايت و کشانيدن موضوع به مرجع قضايي و ميان آمدن پاي مسئول قضايي پرونده مي نمايانم و اينکه بايد پاسخگوي اين اعمال باشد ، مجددا مرا مورد ضرب و شتم و سيلي قرار داد که صداي سيلي هاي وي در محوطه هوا خوري اندرزگاه به گوش زندانيان نيز رسيده بود و سرم را به ديوار کوبيد و مرا به زمين انداخت و مجددا روي زمين کشيده و با دست و پا انواع ضربات را به من وارد آورد و دستگاه قضايي را به تمسخر گرفت و خود را مرجع همه امور دانست و فقط زماني که باران به شدت مي باريد مرا با لباس خيس و بدون دمپايي رها کرد . البته بعد از گذشت بي از يک ساعت به اتفاق آقاي بزرگ نيا که در طول درگيري حضور داشت دستوراتي را به حاضرين ميداد و مرا نيز هل داده بود مرا به داخل افسر نگهباني و اتاق رئيس اندرزگاه برده و با صحبت هاي طولاني و با سوئ تفاهم خواندن اين اعمال ، خواستار مسکوت ماندن و حل شدن مسئله در همان اتاق شدند که اين جانب نيز موضوع را به زندانيان منتقل ننمودم .
اينک ضمن تقديم اين شکوائيه و با عنايت به مراتب مذکور و با ايجاد مشروح و رفتار خلاف قوانين و مقررات بويژه آئين نامه سازمان زندان ها توسط معاون اندرزگاه ، تقاضاي رسيدگي عاجل و شايسته و قانوني را دارم . بديهي است مشروح موارد و اقدامات آنان و شهود تعرفه اينجانب در مرجع محترم قضايي مربوطه ارائه خواهد شد .

اينجانب پس از درگيري دچار آسيب هاي متعددي گرديدم که به شرح ذيل به طور خلاصه عبارتند از :

-پاره گي کنار چپ زبان به دليل ضربات وارده به فک و صورت .
-درد شديد از ناحيه صورت و گونه ها و تورم انتهاي مخصوص اين قسمت ها به دليل تعدد ضربات سيلي و مشت وارده به صورت .
-درد شديد فک و عدم توانايي حرکت آن به مدت 24 ساعت که مانع از جويدن خوردن غذا نيز بوده و در فک تحتاني کماکان ادامه دارد.
-زخم هاي متعدد از جمله بريدگي و خراش در زير گلو و پشت دست .
-ايجاد صرفه هاي خواست که در 24 ساعت اول با خون همراه بود که به دليل ضربات زانو به سينه ام ايجاد گرديده است .
-درد شديد در ناحيه شکم و مثانه و با موارد بالاتر از آن به دليل ضربات لگد به اين قسمت ها .
-کوفتگي شديد عضلات دست و پا و کمر به دليل پرت شدن روي ميز و پله ها و ضرباتي که توسط عوامل مذکور وارد گرديده است .
-درد شديد در ناحيه سر به دليل کوبيدن سر به ديوار .
-ضرب شديد عضلات گردن ، بويژه در پشت آن به دليل ضربات شديد .
-درد مضمن استخواني به دليل حضور طولاني مدت ( حدود 2 ساعت ) در زير باران و محيط آب گرفته ، بدون دمپايي و با لباس هاي خيس
-پرخاش هاي مکرر و بيان الفاظ رکيک که هر يک مستوجب حد قذف است و قلم از نوشتن و زبان از بيان آنها عاجز است .
-توهين هاي مکرر و تحقير مداوم مغاير و منافي شئونات انساني و دانشجويي اينجانب .
-طرح مسائل مرتبط با پرونده من در خلال ضرب و شتم که حاکي از قصد و نيت قبلي وي مي باشد .
مانند : " فکر کردي اينجا دانشگاه است ؟  " ، " فکر کردي اينجا تريبون ؟! " ، " فکر کردي مي تواني امنيت ملي را به خطر بياندازي ... ولي امنيت من را نمي تواني به خطر بياندازي ! " ، " امنيتت را به خطر ميندازم " ، " آقاي انواري دوست ماست و به ما سفارش کرده بود که با شما برخورد کنيم ولي ما نکرديم " ...
در پايان اميدوارم مسئولين ذي صلاح با برخورد مناسب با آقاي ضيائي و ساير عوامل در اين حرکت زشت و غير انساني که موجب خدشه دار شدن دستگاه قضايي گشته و خواهد شد اقدام و بدين ترتيب ، شرايط عدم تکرار اينگونه افعال غير قانوني و غير انساني را فراهم آورند .

مسائل متعدد رخ داده در طول حضور اينجانب در زندان چنان پر فراز و نشيب بوده است که خواهان توجه خاص جهت حفظ جان اينجانب مي باشم چرا که ابتدايي ترين وظيفه زندان حفظ جان و سلامت زنداني است .

با تشکر از زحمات تمام عدالت پيشگان ، توفيق خدمت صادقانه را براي جناب عالي و ساير همکارانتان در مسير ايجاد عدالت قضايي و جلوگيري از اقدامات قانون شکنانه و ظلم و اجهاف ضابطان قضايي خواستارم .

مجيد توکلي
2/9/86



گيرندگان
1-آيت الله سيد علي خامنه اي ، رهبر جمهوري اسلامي ( جهت اطلاع )
2-آيت الله هاشمي شاهرودي ، رئيس قوه قضائيه ( جهت اطلاع و رسيدگي )
3-آقاي دکتر حداد عادل ، رئيس مجلس ( جهت اطلاع )
4-آقاي هاشمي رفسنجاني ، رئيس تشخيص مصلحت نظام ( جهت اطلاع )
5-رئيس کميسيون قضايي ( جهت اطلاع )
6-رئيس کميسيون اصل 90 ( جهت اطلاع )
7-رئيس شوراي حقوق بشر سازمان ملل متحد
8-کميته حقوق بشر اتحاديه اروپا
9-سازمان عفو بين الملل
10-سازمان ديدبان حقوق بشر
11-کميته حقوق بشر انجمن اسلامي پلي تکنيک
12-آقاي آقايي رئيس کل دادگستري استان تهران
13-کميسيون حقوق بشر اسلامي قوه قضائيه
14-انجمن حمايت از حقوق زندانيان
15-کانون مدافعين حقوق بشر