Human Rights Activities in Iran
صفحه اصلي
بيانيه ها
گزارشات
زندانيان
انتشارات
انتشارات زندان
کمپين
درباره ما
تماس با ما
ٍEnglish
::
::
::
::
::
::
::
::
::
گزارشات :
>>
زندانيان :
درباره ما :
انتشارات :
انتشارات زندان :
>>
>>
>>
>>













<<
<<
<<
<<


>>
<<
<<
<<
<<

اساسنامه
مرامنامه
فرم عضويت
کليه حقوق اين سايت محفوظ مي باشد
استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع مجاز ميباشد و هر گونه دخل و تصرف در مطالب ممنوع مي باشد
زندانيان سياسي
زندانيان عقيدتي
زندانيان امنيتي
زندانيان عادي
ليست ماهانه زندانيان
ليست ماهانه دانشجويان
ليست ماهانه اعدام
گزارش فصلي
نامه هاي زندان
مقالات زندانيان
بيانيه هاي زندانيان
اخبار زندان
بيانيه هاي مجموعه
بيانيه هاي مشترک
مصاحبه با رسانه ها
از ديگر نهاد هاي همراستا
بيانيه هاي مجامع حقوق بشري
کنوانسيون ها
گالري عکس
کمپين
بخش هاي ديگر :

Tel : 02188061309 | Fax : 1-586-816-0537 | Email : Info@Hra-Iran.Org
Human Rights Activists in Iran
Email : Info@Hra-Iran.org
Tel in Iran : 021 - 88061309
Fax in Iran : 021 - 88061309
Tel office : 1 - 310 - 598 - 3634
Tel office : 1 - 310 - 598 - 3986
Fax office :1 - 586 - 816 - 0537
فعالان حقوق بشر در ايران
به نام آزادي
تاريخ :30/9/86
شماره : 487 - 86
دانشجويان
زنان
کارگران
اصناف
روزنامه نگاران
اقليت هاي قومي
اقليت هاي مذهبي
مدارس ايران به طزر نگران کننده اي به سوي افکار راديکالي و افراطي کشيده مي شود
از سرکوب تمامي اقشار جامعه _از پرفسور و استاد دانشگاه گرفته تا گارگر_ و از بستن سايت ها و روزنامه ها و خفه کردن ملت و از فعاليت هاي غير قانوني سپاه ، بسيج و وزارت اطلاعات و از بسياري ديگر از اين مشکلات که بگذريم به موضوعي مي رسيم که به نظر من آنقدر که مهم است و اين اهميت را افراط گرايان حکومتي جمهوري اسلامي درک کرده اند ، به آن توجه کافي نمي شود ؛ موضوعي که مي تواند اثرات مخرب جبران ناپذيري به جامعه ايران و حتي خاورميانه بگذارد ؛ موضوعي که امروز جمهوري اسلامي سخت در کوشش است که از اين راه براي آينده خود برنامه ريزي کند . بله اين موضوع چيزي نيست به جز شسشوي مغزي فرد از دوران کودکي و نوجواني  و اين که فرد چگونه رام شود تا در زمان مناسب بتواند هدف آقايان را برآورده کند .
اين اقدامات بسيار گسترده و برنامه ريزي شده است که به تفصيل به آنها مي پردازيم . ابتدا سخن از تشکلي است که در مدارس با حمايت مالي از سوي آموزش و پرورش ايجاد شده است به نام هسته امر به معروف و نهي از منکر ؛ اختصاص يک تابلوي اعلانات درخور توجه و حمايت همه جانبه از امکانات اين تشکل است . مشخص است که اين نهاد تندرو از نهادهاي پيرو امر به معروف و نهي از منکر که در جامعه فعاليت دارند
،است.
در تابلو اعلانات اين تشکل مي توان مقاله هايي در رابطه با اينکه خامنه اي کسي است که از سوي خدا تعيين شده و اينکه فلان عارف و يا فلان فقيه قبل از رسيدن وي به رهبري احتمالا در ماه چهره خامنه اي را هم ديده اند . و يا ربط دادن احاديث امامان به خميني ، خامنه اي و جمهوري اسلامي؛ همچنين مقالاتي درباره لزوم اجرا امر به معروف و نهي از منکر در جامعه و اين که جامعه بدون اين نهاد و اين فعل به سوي زوال خواهد رفت . خلاصه اينکه من در اين تابلوها مطلب مفيدي نديدم . کارکرد اين تشکل و يا بهتر است بگوئيم نهاد دولتي در مدارس همانند همان نيروي امر به معروف است .
به غير از فعاليت هايي اين چنين، به تازگي سرداران،سرهنگها و سربازان سپاه و بسيج هم به مدارس رفت و آمد مي کنند. اين درجه داران براي سخنراني و به گفته خودشان آگاه کردن بچه ها به مدارس مي روند . موضوع سخنراني آنها دقيقا همان صحبت هايي است که هر روزه آقاي خامنه اي و احمدي نژاد عنوان مي کنند ؛ مثل ضرورت محو اسرائيل از کره زمين ، نائب امام زمان بودن خامنه اي ، قدرت ارتش اسلام ، بازگويي قدرت ارتش اسلام در جنگ با يهوديان در لبنان و پيروزي جبهه اسلام و از همه مهمتر انديشه شهادت طلبي و ايجاد آمادگي براي کشته شدن در راه اسلام ناب محمدي و لزوم وجود اين عمليات هاي انتحاري . تزريق انديشه شهادت طلبي و ايجاد اين گونه تفکرات در بين نوجوانان از هدف هاي بسيار جدي و با برنامه حکومت است ؛ با عنوان کردن اينکه داشتن افراد شهادت طلب از هر نوع سلاح پيشرفته اي در دنيا کارآمدتر است و اينکه هميشه اسلام با اين نوع شهادت طلبي ها به پيروزي رسيده است . که البته لازم به ذکر است بنده به لحاظ اعتقادي مخالفتي با فدا کردن جان در راه رسيدن به حق ندارم همانطور که حضرت امام حسين (ع) در راه رسيدن انسانها به آزادي و تحقق آرمانهاي انساني نه تنها جان خود را فدا کرد بلکه مانع خانواده خود از اين کار هم نشد . ولي بايد دانست که اين کار آيا درست انجام مي شود يا خير ؛ بايد ديد فدا کردن جان در چه راهي است و براي چه کسي است . حکومت و افراد حکومتي  سعي بر اين دارند که شهادت طلبي در اين زمان در راه حمايت از دولت جمهوري اسلامي را با شهادت طلبي در زمان صدر اسلام و شهادت طلبي هاي انسانهاي فرهيخته اي چون سميّه ، ابوذر و يا اصحاب امام حسين (ع) پيوند بزنند و درست يا نادرست بودن اين را هر کسي مي تواند تشخيص دهد .
آنها به گفتن و بحث در اين رابطه و اثبات آن بسنده نمي کنند ؛ در روز سيزده آبان همين سال اگر به ميان دانش آموزاني مي رفتيد که اکثر آنها يا به زور آمده بودند و يا به دليل فراغت از کلاس و گرفتن نمره تشويقي به راهپيمايي رفته بودند ؛ صحنه وحشتناکي
مي ديد ، کفن پوش بودن بسياري از دانش آموزان چه دختر و چه پسر در حالي که پيشاني بند به صورت داشتند و شعار مي داند:« واي اگر خامنه اي حکم جهادم دهد» شما را قطعاً به فکر وا مي داشت . وقتي من اين صحنه را ديدم به عمق و جدّي بودن قضيه پي بردم . فکر کنيد يک عده نوجوان چنان تحت تأثير قرار گرفته بودند که به کفن پوشاني زنده تبديل شده بودند .
انديشه شهادت طلبي بسيار تبليغ مي شود . در دو سال گذشته سيماي جمهوري اسلامي تجمّعي را نشان مي داد که داوطلب شده بودند تا در صورت حمله آمريکا به تأسيسات هسته اي ايران با عمليات انتحاري مواضع آمريکا در افغانستان و عراق را مورد هدف قرار دهند
.
در بين وقت هاي استراحت تا تقريباً دو سال و نيم پيش موسيقي هايي پخش مي شد که کلاسيک يا پاپ به زبان فارسي بودند ؛ ولي در حال حاضر از اين وقت هم استفاده مي شود و آهنگ هاي حماسي عربي با بدترين شکل پخش مي شود و اين کاملاً هماهنگ با نماهنگ هايي که تلويزيون پخش مي کند .

علاوه بر ترويج اين افکار انديشه ضد اسرائيلي ، ضد يهودي و ضد صهيونيستي بسيار در حال رشد در بين محصلان است . در جلوي در ورودي بسياري از مدارس در تمام مقاطع پرچم اسرائيل نقاشي شده است تا هر روز قبل و بعد از کلاس رفتن از روي پرچم کشور اسرائيل رد شوند .
« صهيونيست ضد اسلام است ، انسانهاي غرب فقط در پي بدست آوردن ماديات هستند و اخلاقيات انساني را مهم نمي دانند ، آمريکا با همکاري انگليس و اسرائيل در پي ضربه زدن به ملّت ايران است ، شهادت طلبي از پايه هاي اصلي اسلام است ، جبهه اسلام به رهبري خامنه اي در راه پيشرفت و پيروزي است ، ولايت فقيه نماينده امام زمان است و بايد از او پيروي کرد و ...» اينها سخناني است که ما در هر فرصتي که مسئولين مدرسه پيدا کنند و تريبون آزاد باشد مي شنويم .
اينقدر که در مورد شهيد فهميده و همچنين ديگر شهداي کم سال ما تبليغ مي شود براي هيچ يک از شهداي ديگر تبليغ نمي شود و نکته جالب توجه در اينجا اين است که در مورد هيچ يک از شهدا از کلمات دفاع از وطن و يا جلوگيري از نفوذ بيگانگان استفاده نمي کنند و در مورد همه آنها عبارت دفاع از اسلام ، زنده نگه داشتن اسلام و از اين دست عبارات استفاده مي شود .
نکته ديگر که مناسبت زماني هم دارد کشاندن دانش آموزان پاي صندوقهاي رأي است. در انتخابات گذشته رياست جمهوري سن قانوني رأي دادن دو سال کاهش يافت. آنها (يعني همان مسئولين مدارس و درجه داران سپاه ) با تلاش بسيار اين دانش آموزان را که به لحاظ سنّي موقعيّت تصميم گيري ندارند با دادن شعارهايي مانند جشن تکليف سياسي شماست(جلسه رئيس جمهور با رأي اولي ها يکي از آنهاست.) ، ما بايد براي خود تصميم بگيريم و يا اينکه همه افراد جامعه حق دخالت در امور کشور را دارند ، ترغيب مي کنند تا آراي بيشتري در صندوق ريخته شود . جالب اينجاست که اين دانش آموزان فقط هنگام رأي دادن حق دخالت دارند و اگر بخواهند در جايي صحبتي خلاف ميل آقايان بکنند به آنها گفته مي شود که شما با اين سنّ کم صلاحيّت تصميم گيري و اظهار نظر را نداريد، حتي در دانشگاه به دانشجويان در مقابل مخالفت با خودشان از کم سن و سالي و خامي دانشجويان سخن مي گويند.
آنها رأي دادن را براي بچه ها حفظ اسلام و نابودي کفّار توصيف مي کنند و مشخّص است نوجوانان با بيان اين صحبت ها و آگاه نبودن آنها نسبت که تبليغات گسترده رژيم چه تصميمي مي گيرند .
در سالهاي گذشته در مدارس جلساتي با عنوان جلسه پرسش و پاسخ وجود داشت که مسئولين مدارس و دانش آموزان جمع مي شدند و دانش آموزان آزاد بودند هر سؤالي بپرسند ولي متأسفانه اين جلسات هم ديگر برگزار نمي شود .
بر ضد دموکراسي و مردم سالاري زياد سخن مي رود و آنها اميدوارند بتوانند چهره اي زشت و ضد اسلامي از دولت هايي که حکومت مردم بر مردم دارند در ميان نوجوانان نشان بدهند تا يک ذهنيّت بدي نسبت به دموکراسي پيدا کنند .
تمامي اين اقدامات به هم پيوسته است و رژيم با تلاش هايي که مي کند در پي اين است که از اين قشر به عنوان برگ برنده در کشور استفاده کند و در صورت بروز جنگ اين نوجوانان مثل نوجواناني که در جنگ ايران و عراق کشته شدند ، جهت کشته شدن برايشان آماده باشند . و در غير اينصورت هم بوسيله شستشوي مغزي سعي مي کنند که هر چه بيشتر جامعه را به انزوا بکشند و افراد بيشتري را از صحنه مبارزه با آنان خارج کنند . چون آنها مي دانند که اگر اين اقدامات را انجام ندهند فردي که در محيط شفاف و دور از جوسازي پرورش بيابد قطعاً در مقابل اين رژيم فاشيستي به خاطر اعمال خارج از عقل آنان ايستادگي خواهد کرد و حتي اين مي تواند در سالهاي بسيار نزديک به برکناري رژيم هم ختم شود .
پس بر ماست که در مقابل اين گونه اعمال رژيم با آگاه کردن نوجوانان و خصوصاً خانواده آنها نسبت به اينگونه خطرات اجتماعي که جامعه ما را تهديد مي کند، عکس العمل هايي داشته باشيم تا در آينده به مشکلات بيشتري برخورد نکنيم ؛ زيرا به نظر من اين مسئله بسيار مهم تر از اين است که ما ساعت ها وقت خود را صرف اموري کنيم که خود رژيم ما را به آنها سرگرم کرده است و اگر از کنار اين مسائل بي تفاوت عبور کنيم ضربات جبران ناپذيري را خواهيم خورد .