Human Rights Activities in Iran
بيانيه ها
گزارشات
زندانيان
انتشارات
انتشارات زندان
کمپين
درباره ما
تماس با ما
ٍEnglish
::
::
::
::
::
::
::
::
::
گزارشات :
>>
زندانيان :
درباره ما :
انتشارات :
انتشارات زندان :
>>
>>
>>
>>
<<
<<
<<
<<
>>
<<
<<
<<
<<
کليه حقوق اين سايت محفوظ مي باشد
استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع مجاز ميباشد و هر گونه دخل و تصرف در مطالب ممنوع مي باشد
بخش هاي ديگر :
Tel : 02188061309 | Fax : 1-586-816-0537 | Email : Info@Hra-Iran.Org
Human Rights Activists in Iran
Email : Info@Hra-Iran.org
Tel in Iran : 021 - 88061309
Fax in Iran : 021 - 88061309
Tel office : 1 - 310 - 598 - 3634
Tel office : 1 - 310 - 598 - 3986
Fax office :1 - 586 - 816 - 0537
فعالان حقوق بشر در ايران
به نام آزادي
تاريخ :3/10/86
شماره : 489 - 86
نگاهي به امنيت يکي از اصول حقوق بشر
امنيت در کلام علي
علي خطاب به امير بصره :
تو موظفي ناامني را از جامعه ريشه کن سازي و گره وحشت را از دل مردم بگشايي.
نهج البلاغه/نامه18/ص282
علي :
مردم را اميري بايد...که مؤمن در سايه آن به کار خود پردازد و کافر از زندگي خود بهره مند شود.
نهج البلاغه/کلام40/ص44
امنيت در اعلاميه جهاني حقوق بشر
ماده سوم : هر كس حق زندگي ، آزادي و امنيت شخصي دارد .
ماده بيست و دوم : هر كس به عنوان عضو اجتماع حق امنيت اجتماعي دارد و مجاز است بوسيله ي مساعي ملي و همكاري بين المللي حقوق اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي خود را كه لازمه ي مقام و نمو آزادانه ي شخصيت اوست با رعايت تشكيلات و منابع هر كشور بدست آورد .
امنيت چيزي است که هر شخصي بايد احساس کند ، احساس کند که خطري او را تهديد نمي کند. در تمامي کشورها امنيت يکي از مهمترين و شايد مهمترين اصل اجتماعي است؛ به همين دليل نهادهايي در جهت تأمين اين اصل مهم هستند. در ايران هم امنيت_که داراي نهادهاي مربوط? بسياري است_امري است که مردم به آن اهميت ويژه اي مي دهند. اما اين امنيت در نهادهاي امنيتي نه تنها در ايران بلکه در همه کشورها باعث سلب آزادي هايي مي شود که نبايد بشود؛ گرچه اين امنيتي کردن در کشورهايي هم که کباده آزادي و آزاديخواهي مي کشند موجب نارضايتي مردم به دليل زندگي در مقابل دوربين ها و ميکروفن ها شده است و مردم اعتراض خود را به اجتماع پليسي خود نشان مي دهند ولي بايد بازگفت که اين موضوع در ايران با آن کشورها متفاوت است ، چون برداشتي که جمهوري اسلامي از امنيت مي کند با برداشتي که مردم ايران و مردم کشورهاي آزاد و حاکمان آنها از امنيت دارند بسيار متفاوت است.
از ابتداي سال تا کنون چند حکم با عنوان "اقدام عليه امنيت ملي" صادر شده است؟ حال آنکه همه مي دانيم عنوان اين اتهام کاملاً سياسي است و فقط براي متهمين پرونده هاي سياسي صادر مي شود. البته جمهوري اسلامي اين جرايم را "امنيتي" مي خواند و ادعا مي کند در ايران زنداني سياسي وجود ندارد.
در حالي جمهوري اسلامي و دستگاه قضايي آن پخش يک بيانيه يا ايراد يک سخنراني يا حتي وبلاگنويسي را "اقدام عليه امنيت ملي" مي خواند که هر روز قاتلان و جانيان بدون ترس در جامعه به جنايات خود ادامه مي دهند. و جالب اينجاست که وقتي تعداد کمي از آنها را براي نمايش حساسيت دستگير مي کنند و به شکل نامعقولي آنها را اعدام مي کنند و از اين راه خشونت را در جامعه زياد مي کنند، اتهام هيچيک از آنان را اقدام عليه امنيت مردم نمي دانند. در واقع نوشتن وبلاگ و انتقاد از از قيمت سگ هاي محافظ احمدي نژاد مي تواند به امنيت ضرر برساند ولي آدم ربايي و ارعاب مردم و دزدي و قتل و غارت خير!
اما چرا چنين است؟ صحبت از امنيت است ولي امنيت چه کسي؟ جواب معادله کاملاً روشن است ، چون جمهوري اسلامي و سران آن خود را از مردم برتر مي دانند، صحبت از امنيت آنان است و هر چيزي که بقاي آنان را به مخاطره بياندازد اقدام عليه امنيت است. در واقع آن وبلاگنويس يا روزنامه نگار يا دانشجو به جرم اقدام عليه امنيت جمهوري اسلامي دستگير مي شود و آن قاتل به جرم اقدام عليه امنيت مردم رها مي شود.
و متأسفانه امنيت اينان را فقط صحبت از گراني و نحوه عملکرد رئيس(؟) جمهور(؟) ، انتقاد به هزين? بالاي نيروگاههاي هسته اي يا انتقادهاي کوچک به رهبري بهم نمي زند ، بلکه اگر کارگري حقوق عقب افتاد? خود را بخواهد، زناني بخواهند به حقوق انساني خود دست پيدا کنند، معلمي بخواهد بعد از پنج سال رايگان کار کردن بالاخره به حقوق خود برسد، فردي نسبت به فروش درياي مازندران به روسها مقاله بنويسد و در مورد واگذاري جزاير ايران به عربها هشدار بدهد، اقدام عليه امنيت آنان است. اقداماتي که هر کدام مي تواند به امنيت ملي و ارتقاي سطح مشارکت مردمي کمک کند. اقداماتي که در همه جاي دنيا اگر آزادانه انجام شود نشان از تعامل حکومت و مردم دارد. حکومتي که بخواهد براي مردم خود کار کند و خود را در برابر مشکلات جامعه مسئول بداند و شغل و وظيف? خود را اين بداند که در جهت مردم باشد، از اين انتقادها و خواسته ها به مخاطره نمي افتد چه بسا از اين صحبت ها استفاده مي کند و بهتر مي شود و بقاي خود را محکم تر مي کند، خيلي از حکومت مردان دنيا خود به وسيله رسانه هاي آزاد بستري آماده مي کنند که منتقدين و شهروندان عادي بتوانند ديدگاههاي خود را به بالا انتقال دهند و از اين طريق هم از افکار عمومي اطلاع دارند و هم مخالفت ها و انتقادها به زير زمين نمي رود.
اما فقط انتقادات نيست که به اقدام عليه امنيت تعبير مي شود ، تعدادي از زنان و دختراني که در طرح امنيت اخلاقي (که قرار دادن اين دو کلمه در کنار هم براي من مشکل است) دستگير مي شوند هم مخلّ امنيت خوانده مي شوند البته همانطور که گفتم امنيت آنها.
راستي چرا آقايان اينقدر حاشيه امنيت را بر خود تنگ کرده اند که گوشه روسري يک دختر کاخ فرمانروايي آنان را به لرزه در مي آورد؟ با اين ارگانهاي امنيتي؟ اينکه پسر يا دختري بخواهد لباسي را که مي پسندد بپوشد به نظر من نه به امنيت ملي ربطي دارد و نه به امنيت رژيم، امنيت ملي موقعي به مخاطره مي افتد که يک کشور حاشيه خليج فارس براي جزاير ايراني دندان تيز کند ، وقتي منِ ايراني احساس خطر مي کنم که تماميت عرضي کشورم مورد تجاوز يا معامله قرار ميگيرد. از آنسو امنيت يک رژيم زماني در خطر است که هر روز بر طبل جنگ عليه آن در دنيا زده شود و در مجامع بين المللي مثل شوراي امنيت سازمان ملل پرونده هاي زيادي در رابطه با بمب گذاري و وضعيت حقوق بشر و پنهان کاري داشته باشد و صاحب نظران کشور به جاي سخنراني در مجلس کشور در مجلس سناي آمريکا و صحبت کنند. جمهوري اسلامي در تعريف امنيت حتي براي خود هم دچار اشتباه است.
به دليل همين کاستي ها در تعريف امنيت است که اين روزها قاتلي در اصفهان بعد از کشتن چهار مأمور نيروي انتظامي و يک توريست فرانسوي شايد در حال قدم زدن در چهارباغ باشد و آنوقت تمامي قدرت و وقت سرهنگ ها و زيردستان آنان در نيروي انتظامي در راه دستگيري دختران بدحجاب و گرفتن جوانان موتورسيکلت سوار (تنها به جرم اينکه توان مالي خريد ماشين را ندارند) مصرف مي شود.
در خيابان آمادگاه ، در نزديکي آگاهي و بازداشتگاه سيدعليخان ، يکي از مخوف ترين مراکز پليسي ايران ، با آنهمه مأموري که در چهارباغ و آن اطراف پرسه مي زنند ، يکي از مأموران نيروي انتظامي به ضرب گلوله کشته مي شود و نيروي انتظامي به دليل اينکه مشغول انجام وظيفه اي است که وظيفه او و هيچ شخص ديگري نيست ، هيچ کاري از دستش برنمي آيد و مردم اصفهان اين روزها با ترس و وحشت از خانه بيرون مي آيند.
مردم اينکه نتوانند بيش از ساعت هشت شب بيرون بمانند يا دختر خود را در روز روشن تنها به مدرسه بفرستند را بي امنيتي مي دانند نه وقتي يک دانشجو سعي کند نظر خود را به دوستانش منتقل کند. مردم در مقابل موج تهديدهاي مالي و جاني قرار دارند و هيچ نهادي آنها را ياري نمي کند.
البته نبود امنيت در ايران تنها در مورد جان و مال مردم نيست و نبود امنيت اقتصادي(سرمايه گذاري) به شکل فاجعه باري به مردم فشار اقتصادي وارد مي کند و گواهي اين صحبت من نرخ بالاي تورم و ميزان سرمايه گذاري داخلي و خارجي در عرصه توليد است. حتي بسياري از سرمايه داران ايراني مبالغ خود را در کشورهاي حاشي? خليج فارس سرمايه گذاري مي کنند و خطر سرمايه گذاري در ايران را نمي پذيرند.
هيچ تضميني وجود ندارد که يک کارخانه اي که شايد هزاران کارگر از آن گذران زندگي مي کنند (مثل ني شکرهفت تپه خوزستان يا نساجي هاي اصفهان) فردا هم بر پا باشد. در هرم نيازهاي آبراهام مازلر ، امنيت شغلي انساني بعد از نيازهاي اوليه يعني خوراک و پوشاک و مسکن در رد? دوم قرار دارد ، يعني تا انساني امنيت شغلي احساس نکند نمي تواند به رشد، آموزش، هنر، کتابخواني، ارتباطات دوستانه و فاميلي و . . . بپردازد. حال انساني که هنوز درگير دو اصل ابتدايي زندگي يعني تهيه خوراک، پوشاک، مسکن و امنيت شغلي است چگونه مي تواند همچون يک انسان زندگي کند؟ و دقيقاً به دليل نقش بسيار مهم امنيت است که در اعلاميه جهاني حقوق بشر به اين نکته اهميت ويژه اي داده شده است، در واقع امنيت يک پيش نياز براي يک زندگي انساني است.
به دليل جدايي ناپذيري ارکان و فاکتورهاي اجتماعي و به دليل پيوندي که بين امنيت و اجتماع است، علاوه بر اقتصاد اين احساس بي امنيتي روز به روز بر زندگي مردم در همه زمينه ها سايه مي اندازد.
ما بايد براي اينکه مشکل امنيت مردم را حل کنيم به فکر امنيت مردم باشيم ، نه امنيت خود و در نهايت بايد تعريف خود را از امنيت بازبيني کنيم.امنيت جاني ، امنيت ملي واقعي، امنيت مالي ، امنيت سرمايه گذاري، امنيت فرهنگي چيزي است که به آن نياز داريم.