Human Rights Activities in Iran
صفحه اصلي
بيانيه ها
گزارشات
زندانيان
انتشارات
انتشارات زندان
کمپين
درباره ما
تماس با ما
ٍEnglish
::
::
::
::
::
::
::
::
::
گزارشات :
>>
زندانيان :
درباره ما :
انتشارات :
انتشارات زندان :
>>
>>
>>
>>













<<
<<
<<


>>
<<

اساسنامه
مرامنامه
فرم عضويت
کليه حقوق اين سايت محفوظ مي باشد
استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع مجاز ميباشد و هر گونه دخل و تصرف در مطالب ممنوع مي باشد
زندانيان سياسي
زندانيان عقيدتي
زندانيان امنيتي
زندانيان عادي
ليست ماهانه زندانيان
ليست ماهانه دانشجويان
ليست ماهانه اعدام
گزارش فصلي
نامه هاي زندان
مقالات زندانيان
بيانيه هاي زندانيان
اخبار زندان
بيانيه هاي مجموعه
بيانيه هاي مشترک
مصاحبه با رسانه ها
از ديگر نهاد هاي همراستا
بيانيه هاي مجامع حقوق بشري
کنوانسيون ها
گالري عکس
کمپين
بخش هاي ديگر :

فعالان حقوق بشر در ايران
به نام آزادي
تاريخ :2/11/86
شماره :523 - 86
دانشجويان
زنان
کارگران
اصناف
روزنامه نگاران
اقليت هاي قومي
اقليت هاي مذهبي
ديوار ها سخن مي گويند
ديوار ها سخن مي گويند
تقديم به چشمان منتظر خانواده هاي ابراهيم ، کيومرث ، نادر و علي
زير خاک در خواب نمي ماني
اي برادر ، اي رفيق
قلبت مي شنود که بهار پا مي گيرد
و چون تو همراه باد ها خواهد آمد¹
ابراهيم عزيز ، آنشب که فريادهايت در ميان ديوارها به دنبال روزنه اي بود تا گوش فلک را کر کند و راهي به عرش بيابد ناجوانمردانه صدايت را در گلو خفه کردند تا کسي نشنود آنچه را که تو ديده بودي و کسي نبيند جامه سرخ تنت را
برادر ، مي دانم بر تو چه گذشته است چون پيش از تو نيز ديوار سلول ها ناگفته ها را با ما باز گفتند
ديوارها گفتند ، از انعکاس فرياد " مريم هاي مقدس کردستان " آنانکه تاريخ به قديسه بودنشان بر خود خواهد باليد ، چرا که در برابر گرگان چشم دريده " زن بودن " را معنا بخشيدند ، ديوارها گفتند از آخرين چشم انتظاري هاي کيومرث و نادر ²
آنها که گوشه چشمي به در داشتند تا شايد براي آخرين بار عزيزانشان را ببينند و " اي رفيق"³ را بر لب ترنم مي کردند تا مبادا چوبه دار آن صبحگاه را بدون سرود به روز برساند ، ديوارها گفتند که آن شب ماه رمضان چگونه آنها با لب هاي خندان به پيشواز سحر رفتند شايد گوش هاي نادر سرود " سيداره "
4 محمد رضا را شنيده بودند که اينگونه به دنبال گم شده اش بي قراري مي کرد .
ديوارها گفتند از شرافتمندانه زيستن کساني که قامت در برابر توفان نا برابري ها خم نکردند و بدون پا ، سر به دار سپردند تا تن به ذلت ندهند ، ديوارها باز خواهند گفت که گفته بوديد " براي رسيدن به سرچشمه نور به پا و دست نياز نيست " اين سفر سر مي خواهد و دل ، بدون پا هم دل به دريا زديد و سر به دار . اي رفيق ، ديوارها ديدند در آن سپيدهً دار که چگونه اهورا مزدا به زمين آمد و به جاي مرحم زخم ها ، چند قطره اشک به زلالي سيروان ، فرات و هيبل ريخت و اهورايي ترين و قويترين سرودش را براي تو خواند تا خاک کردستان مغرورانه و سر فراز جيگر گوشه ديگري را در آغوش کشد که اين مادر مغرور هميشه سرکش ، بهترين فرزندانش را براي خود مي خواهد تا با آنها به آرامش برسد .
اي رفيق در سپيده وداع آنگاه که غريبانه بدور از چشمان مادر و خواهر به سفر مي رفتي آبيدر5 نگاهش را ملتمسانه بدرقه راهت ميکرد و حسرت ميخود که به تو بگويد ابراهيم ، مژده گاني " در کلبه سرد در ميان بارش بيم و هراس ، نوزادي براي پيشمرگ شدن بدنيا مي آيد "
6
اما تو رفتي و ابيدر حسرت جمله "سفرت به خير ابراهيم" بر لبانش خشکيد
سفرت بخير رفيق
و بدرقه راهت يک آسمان ستاره و يک زمين گل بنفشه

زنداني سياسي فرزاد کمانگر
زندان رجايي شهر کرج
1/11/86

1-سرودي از ويکتور خاران خواننده و نوازنده انقلابي شيلي که در زمان پينوشه بازوانش را اره کردند
2-کيومرث و نادر دو جوان کرد بودند که در ماه رمضان 1386 در بازداشتگاه اطلاعات سنندج با لب روزه اعدام شدند
3-اي رفيق يکي از سرودهاي حماسي کرد ها است
4-سيداري يکي از سرودهاي مبارزين کرد که قبل از اعدام سروده شده بود و محمد رضا خواننده کرد آنرا به صورت جاودانه اجرا کرد
5-ابيدر کوهي است مشرف بر سنندج
6-الهامي است از شعر بصير صابر


Human Rights Activists in Iran
Email : Info@Hra-Iran.org
Tel in Iran : 021 - 27859131
Fax in Iran : 021 - 27859131
Tel office : 1 - 310 - 598 - 3634
Tel office : 1 - 310 - 598 - 3986
Fax office :1 - 586 - 816 - 0537
Tel : 021 - 27859131 | Fax : 1-586-816-0537 | Email : Info@Hra-Iran.Org