میخواهم از مجموعه فعالان حقوق بشر و خبرگزاری هرانا بهخاطر تمام تلاشهایشان در حمایت از فعالان و زندانیان سیاسی در ایران تحت حکومت جمهوری اسلامی قدردانی کنم. فعالیتهای آنها زمانی آغاز شد که تنها معدودی از نهادها جسارت انتشار و بحث آشکار درباره وضعیت وخیم موجود را داشتند.
در سال ۲۰۱۰، هرانا از معدود رسانههایی بود که بهطور پیوسته اخبار مربوط به زندانیان ایرانی و سرنوشت کسانی که به اعدام محکوم شده بودند را پوشش میداد. پوشش خبری آنها درباره اعدام فرزاد کمانگر و دیگر زندانیان کرد ایرانی واقعاً نقش مهمی در آگاهسازی جهانیان نسبت به بیرحمی رژیم داشت.

هرانا همچنین یکی از منابع اصلی در انتشار اخبار مربوط به آزار و اذیت گروههای مذهبی غیرشیعه بود که من پیگیر آنها بودم.
در اواخر سال ۲۰۱۴، مجموعه فعالان از یکی از دوستانم خواست تا در پروژهای جسورانه کمک و مشارکت کند. کیوان رفیعی و جمال حسینی تصمیم گرفتند یکی از شمارههای نشریه ماهانهشان، «خط صلح»، را به یهودیان ایرانی اختصاص دهند. آنها گفتند تصمیم گرفتهاند زمان آن فرارسیده تا درباره این موضوع تابو صحبت کرده و مسائلی را که برای جامعه یهودی ایران مهم است، روشن کنند. آنها بدون ترس وارد این موضوعات شدند و گفتند از من بهطور کامل حمایت میکنند.
جامعه یهودی ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷ بسیار رنج کشیده بود، بنابراین باید با نهایت احتیاط به این موضوع پرداخته میشد. افتخار میکنم که توانستم با اعضای این جامعه ارتباط برقرار کنم و مورخان، مفسران و فعالان اجتماعی را گرد هم آورم تا درباره مهمترین مسائلی که برای جامعه ما اهمیت داشتند، اظهار نظر کنند. مقالههایی درباره تأثیر هولوکاست بر زندانیان یهودی، اعدامیها و مشکلات فقهی اسلامی که جامعه در ایران با آن روبهروست، منتشر شد.
در همکاری با افراد پرتلاش و خستگیناپذیر این نشریه، متوجه خلاقیت، حرفهایگری و تعهد آنها برای پیشبرد هدف درک و همبستگی در میان مردم ایران شدم.
آنها به من ثابت کردند که سیاست، تاریخ و فرهنگ ایران را میشناسند.
برای من افتخاری بود که با آنها و دیگر اعضای این سازمان همکاری داشتم. وقتی شماره ویژه «خط صلح» منتشر شد، از اینکه هیچ اشارهای به آقای حسینی و آقای رفیعی نشده بود، حیرتزده شدم. وقتی از آنها پرسیدم، گفتند لازم نیست دیده شویم، تنها چیزی که اهمیت دارد ارائه کار باکیفیت و دقیق است. این پروژه بزرگ باعث شد بیش از پیش به این سازمان احترام بگذارم و خود را دوست مجموعه فعالان بدانم.
در سال ۲۰۱۵، مطلع شدم که جمال حسینی در ترکیه درگذشته است. این حادثه دلخراش و غمانگیز مرا در بهت فرو برد. او فعال بیادعا و پرباری بود و این تراژدی تلخ، ضایعه بزرگی برای جامعه حقوق بشر بود.
از اینکه مجموعه فعالان همچنان به انتشار مطالب درباره نقض حقوق بشر در ایران ادامه میدهد، سپاسگزارم. این سازمان بهطور دورهای مقالاتی درباره آزار و اذیت مذهبی و زندانیان سیاسی متعلق به ادیان مختلف منتشر میکند، که در فهم بهتر مسائل داخل ایران بسیار مؤثر است. در طول سالها، مجموعه فعالان با جسارت در تمرکز بر جوامع حاشیهنشین، از جمله برخی گروههای دینی و قومی در ایران، زندگی ما را غنا بخشیده، مسائل آنها را برجسته کرده و به آنها احساس اهمیت داده است، زمانی که هیچکس دیگری این کار را نمیکرد.
برای این سازمان و اعضایش آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم به کار ارزشمند خود ادامه دهند.
آنها همه این کارها را با دست خالی، بدون حمایت و با تعهد کامل و تلاش بیوقفه انجام دادهاند. آنها فعالانی حرفهای و بیادعا هستند. تاریخ درباره آنها بهخوبی قضاوت خواهد کرد. از آنها برای آنچه انجام دادهاند و انجام میدهند سپاسگزارم.

