فوریه 20, 2016

در ابتدا لازم است از نحوه‌ی آشنایی خود با مجموعه فعالان بگویم که به دو وجه بود:

وجه اول مربوط به سال‌هایی زندانی بودنم می‌شود. در آن دوران با چند تن از نیروهای جوان مجموعه فعالان هم بند بودم. این جوانان علی‌رغم این‌که فعال سیاسی خبره نبودند، اما آن‌چنان پایبند به راه و آرمان خودشان بودند که در تمام دوران حبس نیز بر سر همان آرمان‌ها پافشاری کرده و ایستادند؛ کما این‌که آزادی ایشان هم با اتمام محکومیت و طی شدن روند قضایی مرسوم همراه بود. از این جهت مواجهه‌ با این جوانان برای من بسیار جالب توجه بود.

نوع دوم آشنایی من، به سبب عدم تبعیض در اطلاع رسانی این خبرگزاری بود. در واقع برای همه‌ی ما چه در زمانی که در زندان بودیم و اخبار زندان را رسانه‌ای می‌کردیم(من در دوران قبل از زندان و در زندان در این خصوص با وبسایت کلمه همکاری داشتم و اساساً یکی از اتهاماتم نیز در همین رابطه بود)، چه اکنون، این مسئله که یک ارگان خبری بدون جهت گیری‌های سیاسی به پوشش اخبار نقض حقوق بشر بپردازد و بتوانیم به آن اعتماد داشته باشیم، همواره مهم و مورد توجه بوده است. این نقطه‌ی ضعف و انتقاد، بسیار کم‌تر از سایر رسانه‌ها و حتی رسانه‌های بزرگ‌تر، متوجه هرانا می‌شود و همین مسئله دقیقاً هم‌خوان با ساختار فکری است که در بیانیه‌های مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران هم شاهد آن بوده‌ام.

باید گفت که مجموعه فعالان و خبرگزاری هرانا به عنوان یک منبع مستقل برای اخبار مربوط به حقوق بشر در ۱۰ سال اخیر و همزمان با جنبش‌های مدنی اعتراضی، بسیار مهم و موثر بوده‌اند. هرانا تا جایی که می‌دانم از سال ۸۸ و نزدیکی‌های جنبش اعتراضی مردم ایران فعالیت‌اش را شروع کرد و در حال حاضر بیش از ۶ سال است که مشغول فعالیت است. این در حالیست که در این مدت شاهد ظهور سایت‌های قدرتمند بسیاری با پشتوانه‌های قوی اقتصادی و خصوصاً سیاسی مثل کلمه، جرس و روز بودیم که آمدند و تلاش‌های بسیاری هم کردند و ما نیز به عنوان اصحاب رسانه قدردان زحماتشان هستیم و کارشان را مهم و مناسب می‌دانیم؛ اما مسئله این است که رسانه‌ای بتواند در این تلاطم و امواج خودش را حفظ کند.

با توجه به تجربه‌ی بیست ساله‌ای که در زمینه‌ی روزنامه‌نگاری و فعالیت رسانه‌ای دارم، به تاسیس یک خبرگزاری مستقل و سختی‌ها و مشکلات آن اعم از مسائل مالی و سازماندگی پرسنلی واقف هستم و همیشه برای من این سوال بود که چطور می‌شود رسانه‌ای بدون بودجه‌ و یا بدون بودجه‌ی مشخص و تعیین شده‌ی قوی، سال‌ها مداومت داشته باشد و این دقیقاً همان کاری‌ست که هرانا کرده است. به شخصه نیز علت آن را وجود یک باور و ایمان قوی می‌دانم. در واقع فعالانی که در این زمینه فعالیت می‌کنند به کارشان باور دارند و چنین باور، دلسوزی و در نهایت سازماندهی را به سادگی نمی‌شود ایجاد کرد.

این نکته‌ی جالبی است که مجموعه فعالان، با به کار گیری آرمان‌های مرتبط با اصول و راه حقوق بشر، تلاش‌های افراد را سازماندهی و آنالیزه کرده و در یک جهت خبری مناسب و خوب قرار داده؛ نتیجه و برون رفت آن هم وبسایت هرانا بوده است. در این زمینه باید از مسئولان این تشکل که چنین سازماندهی را ترتیب و ادامه دادند، تشکر کرد. در این‌جا می‌خواهم که مشخصاً از مرحوم جمال حسینی که سال‌ها سردبیر هرانا بود و در این زمینه تلاش بسیار داشت نیز، یادی کرده باشم. در تاریخ کار رسانه‌ای از ایشان به عنوان یک انسان تاثیر گذار و باورمند یاد می‌شود و به خاطر حفظ همین اصول حرفه‌ای کار، می‌شود به ایشان تعظیم کرد و کلاه را از سر برداشت.